ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

83

لمعات الهيه (فارسى)

لمعة " الهية " [ تقسيم علم بانقسام ديگر بعلم بوجه و علم بكنه و . . . ] علم را انقسام ثانويست از اين لحاظ كه علم بشىء يا علم است به تمام حقيقت و ذات و يا علم است بوجهى از وجوه و خاصه‌اى از خواص و نعتى از نعوت شىء معلوم ، اول را علم بكنه ، و ثانى را علم بوجه مىگويند ، و اين قسمت اختصاص بعلم حصولى ندارد ، بلكه در علم حضورى اشراقى نيز محقق و ثابت است . بيان اقسام چهارگانه از براى توضيح و تنقيح تا توهم اختصاص بالكليه مرتفع گردد آنست كه : علم بكنه در علم حصولى « 1 » عبارتست از خصول صورت تمام ذات يا ذاتيات شىء در نزد مدرك ، مثل صورت حيوان ناطق كه تمام ذاتيات انسان است ، و علم بوجه در علم حصولى عبارتست از حصول صورت نعتى از نعوت و خاصه‌اى از خواص شىء در نزد مدرك ، مثل حصول صورت ضاحك و كاتب در نزد مدرك ، از آن حيثيت كه نعتى از نعوت و خاصه‌اى از خواص انسانند . دقيقة " فلسفية " [ بيان علم بوجه و علم بكنه باعتبارى ديگر ] مخفى نماناد كه علم بضاحك و كاتب اگرچه از حيثيت مذكوره علم بوجه است ، و ليكن نظر بنفس معنى ضاحك و كاتب علم بكنه است ، از اينجا معلوم مىشود معنى كلام بعضى از محققين كه فرق است در ميانهء علم بوجه شىء ، و علم بشىء بوجه . زيرا كه علم بوجه نسبت به خود وجه ، از آن‌جهت كه معنى از معانى و ماهيتى از ماهيات است ، علم بكنه است ، نه علم بشىء بوجه ، يا علم بوجه از آن وجه كه وجه است ، حاصل كلام آنكه علم بضاحك و كاتب مثلا از آن وجه كه وجه انسانند ، علم است به انسان بوجه ، و علم است بوجه انسان از آن وجه كه وجه انسانند ، و علم بضاحك و كاتب « 2 » از آن‌جهت كه از جملهء

--> ( 1 ) - اگرچه اين علم باعتبار آنكه حقيقت خارجى معلوم مكشوف نيست و مكشوف صورت ماهوى است ، خود مصداق علم بوجه است و علم بكنه است باعتبار ديگر . لمحرره سيد جلال الموسوى الآشتيانى عفى عنه . ( 2 ) - زيرا كه منظور از نظر بالذات در وجوه و آلات و حكايات حال ذو الوجه و ذو الآله و محكى عنه است ، پس مفهوم ضاحك از آن جهت كه وجه انسان و حكايت اوست ، بمعلوميت -